تعاریف مختلفی در مورد واژه برنامه ریزی بیان شده است ، از جمله :
ــ برنامه ریزی راهی است برای هدایت حساب شده فعالیت انسان به سوی منظور مشخص
ــ برنامه ریزی فراگردی است . دورنگر برای جهت دادن به فعالیت های جمعی
ــ طرح تدابیری که بتوان به بهترین صورت از منابع موجود برای نیل به هدفهای مطلوب استفاده کرد .
ــ برنامه ریزی فراگردی است ، مداوم ، حساب شده و منطقی ، جهت دار و درونگر به منظور ارشاد و هدایت فعالیت های جمعی برای رسیدن به هدفهای مطلوب (فیوضات)
مراحل برنامه ریزی :
الف) شناخت وضع موجود ب) تعیین هدف ج) پیش بینی روشها و وسایل د) اجرای آزمایش هـ ) اجرا و) ارزشیابی
آمایش سرزمین ، برنامه ریزی سرزمین و ترکیب سرزمینی تولید ، اسامی مختلف نوعی برنامه ریزی است که به سرزمین بعنوان عاملی اساسی و تعیین کننده در تأمین اهداف توسعه توجه میکند.
آمایش سرزمین ، هدف «استفاده معقول از فضا و درک کامل ارزش آن برای عملکرد موثر اقتصادی انجام می گیرد و تقسیم کار سرزمینی » یکی از جنبه های مهم آن است .
در ایران آمایش سرزمین « برنامه ریزی و سازمان دادن نحوه اشغال فضا و تعیین محل سکنی انسانها و محل فعالیت و تجهیزات و همچنین کنش های بین عوامل گوناگون نظام اجتماعی ـ اقتصادی است . آمایش سرزمین به خودی خود نمی تواند هدف باشد بلکه بیان جغرافیایی و هدفهابی است که سیاست دولت تعیین کرده است .
آمایش سرزمین در ایران برای تنظیم رابطه بین انسان ، فضا و فعالیت های انسان در فضا انجام می شود . هدف از تنظیم این رابطه « بهره برداری منطقی از کلیه امکانات برای بهبود وضعیت مادی و معنوی اجتماع بر اساس ارزشهای اعتقادی ، توجه به سوابق فرهنگی ، با استفاده از ابزار علم و تجربه در طول زمان است» . آمایش سرزمین تأکید خاصی بر دیدگاه فضایی (مکانی ، جغرافیایی) در برنامه ریزی توسعه و تکامل ملی دارد . آرمان چنین دیدگاهی توزیع و تقسیم جمعیت و فعالیت های عمران در پهنه سرزمین آ اجرای استراتژی بهزیستی برای فرد و جامعه ، استفاده مطلوب از منابع طبیعی و نیروی انسانی در جهت کفایت اقتصادی و اجتماعی است.
ضرورت برنامه ریزی آموزش پرورش:
همانگونه که ذکر شد هدف از برنامه ریزی آمایش سرزمین توزیع فعالیت های اقتصادی ـ اجتماعی و جمعیت در سرزمین با دیدی دراز مدت به منظور بهره برداری بهینه از امکانات آن و همچنین مشخص کردن نقش و مسئولیت خاص هر منطقه بر اساس توانمندیها و قابلیت های آن بطور هماهنگ با دیگر مناطق است . بر اساس این نقش و مسئولیت که حاصل روندهای طبیعی و قانونمند هر منطقه است و همچنین برنامه ریزی های منطقه ای ، برنامه توسعه ملی می تواند در مناطق گوناگون کشور اجرا شود .
بنابراین برنامه ریزی آمایش سرزمین بدون برنامه ریزی منطقه ای عملاً کاربردی نخواهد داشت . به سخن دیگر هدف اساسی از برنامه ریزی آمایش سرزمین ، برنامه ریزی منطقه ای و پیوند دادن آن با برنامه ملی است .
در خصوص ضرورت برنامه ریزی آمایش سرزمین ذکر می شود :
1- شناخت سرزمین و حداکثر استفاده از توانایی های بالقوه مناطق در مورد منابع طبیعی و انسانی در جهت تحقق اهداف ملی؛
3- تقسیم وظایف تخصصی و تعیین نقش و مسئولیت خاص هر یک از مناطق کشور در جهت تحقق اهداف توسعه ملی و منطقه ای و در نتیجه جلب مسازکت کلی مناطق مختلف برای تحقق اهداف ؛
2- توزیع بهتر جمعیت برای منابع طبیعی و فعالیت های اقتصادی به منظور افزایش رفاه و توسعه ؛
4- متخصص کردن مناطق در بعضی از فعالیت ها ، صنایع و شکل دادن به مجموعه ای از مناطق دارای کارکردهای مکمل در جهت تأمین اهداف کلی کشور ؛
5- تنظیم استراتژی دراز مدت توسعه ملی از ابعاد مختلف ، --- استراتژی توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در گستره زمین ؛
6- برقراری هماهنگی در برنامه ریزی های توسعه منطقه ای ؛
7- برقراری هماهنگی بلند مدت در برنامه های میان مدت بخشی ، ایجاد امکان برای تنظیم برنامه های بخشی منطقه ای و ایجاد پیوستگی و ارتباط منطقی بین طرحهای عمرانی ؛
8- لزوم توجه به محیط زیست و ضرورت بهره برداری بهینه از منابع طبیعی ؛
تنگناهای برنامه ریزی آمایش سرزمین:
1- تلفیق برنامه ریزی آمایش سرزمین با سایر انواع برنامه ریزی ضعیف است؛
2- مردم در تنظیم و اجرای سیاستها و برنامه ریزی آمایش سرزمین مشارکت عمومی محدودی دارند .
3- انعطاف پذیری برنامه های آمایشی کم است ؛
4- نظامهای اطلاعاتی منطقه ای با مقتضیات امروز این نوع برنامه ریزی هماهنگی ندارد و هنوز مبتنی بر نیازهای اطلاعاتی برنامه ریزی فیزیکی است ؛
5- تعیین مناطق برنامه ریزی دشوار است ؛
برنامه ریزی استراتژیک :
تعریف استراتژی : در اصل استراتژی برای علم لشکرکشی بکار برده شده است . منظور از استراتژی در یک سازمان ، عبارت است از الگوی تصمیم هایی است که از طریق آن هدفهای آرمانی روبراه سازمان ، خط مشی های اصلی طرحهای منابع عملیات و تدارک و تخصیص منابع برای دستیابی به هدفها تعیین می شود .
اتخاذ تصمیمات استراتژیک بر تبادل و روابط متقابل بین سازمان و محیط تأکید داشته و هدف آن ایجاد رابطه مناسب و منطقی بین این دو عامل است . از اینرو برای اتخاذ تصمیم های استراتژیک باید عوامل گوناگونی که بر محیط تأثیر می گذارند ، همچنین روابط حاکم بر آن و واکنش های بالقوه آن را در برابر عملکرد سازمان مورد توجه قرار داد .
از جمله ویژگی های تصمیمات استراتژیک می توان به نامتعارف و فاقد ساخت بودن ، پر اهمیت بودن آنها برای بقای سازمان و پیچیده بودن اشاره نمود .
در فرهنگ و بستر نیز استراتژی چنین تعریف شده است : « علم و هنر بکارگرفتن نیروهای سیاسی ، اقتصادی ، روانی و نظامی یک ملت یا گروهی از ملت ها برای حداکثر حمایت از سیاست های اتخاذ شده در جنگ یا صلح »
فرایند تدوین استراتژی:
تدوین استراتژی شامل مراحل زیر است :
1- بررسی و تحلیل سازمان (بررسی میزان سازگاری فعالیت های گذشته و حال با رسالت سازمان) ؛
2- تجزیه و تحلیل محیط و ترسیم آینده بر اساس نشانه ها و علائم موجود امروز ؛
3- ارزیابی نقاط قوت و ضعف سازمان ، فرصت ها و تهدیدها ؛
4- تعیین رسالت و اهداف جدید سازمان ؛
5- تعیین ساختار سازمانی و فرایند متناسب مدیریت و منابع و سیستم های سازمان ؛
6- تدوین خط مشی های کلی (تعیین چارچوب و اصولی برای اتخاذ تصمیمات کارکنان) ؛
7- طرح عملیات استراتژیک و تجزیه و تحلیل زمانی ؛
8- تجزیه و تحلیل فاصله ها با اهداف ؛
9- تدوین استراتژی سازمان (اتخاذ الگوی تصمیم هایی که از طریق آن نوع و میزان فعالیت های سازمان ، دامنه فعالیت ها ، توسعه منابع و عملیات ، منابع تخصصی برای تحقق اهداف آرمانی و ویژه و تضمین حیات و بقای سازمان تعیین می گردد).
به این سان ، برنامه ریزی استراتژیک شامل تصمیمات بنیادی درباره ماهیت اصلی سازمان است ، تصمیماتی که مبتنی �





















